۷ تکنیک هک اجتماعی؛ بازی را قبل از شروع بهتر ببین
تا حالا شده وارد یک جمع شوی و احساس کنی بعضی آدمها خیلی سریع با دیگران ارتباط برقرار میکنند؟
آنها بدون اینکه بلندتر صحبت کنند، بیشتر دیده میشوند.
بدون اینکه دائماً خودشان را ثابت کنند، جدی گرفته میشوند.
و گاهی حتی قبل از اینکه چیزی بخواهند، دیگران با آنها همراه میشوند.
در طرف مقابل، شاید کسی را دیده باشی که اطلاعات زیادی دارد، حرفهای زیادی برای گفتن دارد و حتی از نظر فنی بسیار توانمند است؛ اما وقتی وارد یک گفتوگو میشود، نمیتواند پیامش را درست منتقل کند.
تفاوت کجاست؟
بخشی از پاسخ در چیزی قرار دارد که میتوانیم آن را هک اجتماعی بنامیم.
البته منظور از هک اجتماعی در این مقاله، فریب، کلاهبرداری، سوءاستفاده از اعتماد یا کنترل اجباری دیگران نیست.
در اینجا هک اجتماعی را به معنای شناخت بهتر الگوهای رفتاری انسان، درک موقعیت اجتماعی و استفاده آگاهانه از مهارتهای ارتباطی برای ساختن تعامل مؤثرتر بررسی میکنیم.
چون قبل از اینکه بتوانی ارتباط را بهتر مدیریت کنی، باید بتوانی آن را ببینی.
و این دقیقاً همان جایی است که شناخت انسان شروع میشود.
هک اجتماعی چیست؟
هک اجتماعی یا Social Hacking / Social Engineering در کاربردهای مختلف میتواند معانی متفاوتی داشته باشد.
در حوزه امنیت، مهندسی اجتماعی معمولاً به سوءاستفاده از رفتار و اعتماد انسان برای دسترسی غیرمجاز یا فریب اشاره میکند.
اما در حوزه آموزش ارتباطات و رفتارشناسی، میتوان از مفهوم هک اجتماعی برای توصیف یک مهارت مهم استفاده کرد:
توانایی مشاهده، تحلیل و درک الگوهای رفتاری و ارتباطی انسانها.
یعنی به جای اینکه فقط به کلمات توجه کنی، به کل تعامل نگاه کنی.
چه چیزی گفته شد؟
چه چیزی گفته نشد؟
لحن چگونه بود؟
فرد در چه شرایطی قرار داشت؟
نیاز اصلی او چیست؟
چه چیزی برایش مهم است؟
و مهمتر از همه:
«چرا این شخص اینگونه واکنش نشان داد؟»
این سؤال ساده میتواند نگاه تو به ارتباطات انسانی را تغییر دهد.
چرا شناخت رفتار انسان یک قدرت ارتباطی است؟
تصور کن دو نفر میخواهند یک محصول مشابه را به یک مشتری معرفی کنند.
نفر اول بلافاصله شروع میکند به توضیح دادن:
«این محصول کیفیت بالایی داره، امکاناتش زیاده و قیمت مناسبی هم داره.»
نفر دوم ابتدا کمی صبر میکند.
بعد میپرسد:
«قبل از اینکه درباره محصول توضیح بدم، میتونم بدونم دقیقاً دنبال حل چه مشکلی هستید؟»
مشتری توضیح میدهد.
نفر دوم گوش میدهد.
بعد میگوید:
«پس اگر درست متوجه شده باشم، مهمترین مسئله برای شما اینه که…»
حالا او اطلاعات بیشتری دارد.
نه به این دلیل که ذهن مشتری را خوانده است.
بلکه چون یاد گرفته انسان را مشاهده کند و سؤال درست بپرسد.
این همان نقطهای است که هک اجتماعی با فن بیان، رفتارشناسی، روانشناسی اجتماعی و مهارت ارتباطی به یکدیگر میرسند.
تکنیک اول هک اجتماعی: قبل از حرف زدن، مشاهده کن
بسیاری از افراد هنگام ورود به یک موقعیت اجتماعی بلافاصله وارد حالت «صحبت کردن» میشوند.
اما فردی که میخواهد مهارت ارتباطی بالاتری داشته باشد، ابتدا مشاهده میکند.
محیط را ببین.
آدمها را ببین.
فضای گفتوگو را ببین.
وضعیت کلی را ببین.
آیا جمع رسمی است یا دوستانه؟
آدمها عجله دارند یا آرام هستند؟
چه کسی بیشتر صحبت میکند؟
چه کسی بیشتر گوش میدهد؟
چه کسی معمولاً آغازکننده گفتوگوست؟
چه کسی در حاشیه قرار گرفته؟
این مشاهده قرار نیست به قضاوت عجولانه درباره شخصیت افراد تبدیل شود.
مشاهده یعنی جمعآوری نشانه، نه صدور حکم.
یک مثال
فرض کن وارد یک جلسه کاری شدهای.
یک نفر دائماً صحبت میکند.
یک نفر دیگر بیشتر یادداشت میکند.
یک نفر تقریباً ساکت است، اما هر بار صحبت میکند، دیگران به او توجه میکنند.
اگر فقط به میزان صحبت کردن نگاه کنی، شاید فکر کنی فرد اول مهمترین شخص جلسه است.
اما مشاهده دقیقتر میتواند اطلاعات بیشتری در اختیار تو قرار دهد.
کمتر حرف زدن همیشه به معنای کمتر اثرگذار بودن نیست.
این اولین درس هک اجتماعی است:
اول ببین؛ بعد تفسیر کن؛ سپس واکنش نشان بده.
تکنیک دوم: سؤال هوشمندانه بپرس
افراد زیادی فکر میکنند ارتباط مؤثر یعنی بلد باشی زیاد حرف بزنی.
درحالیکه یکی از قدرتمندترین ابزارهای ارتباطی، سؤال درست است.
فرض کن با فردی آشنا شدهای و میخواهی او را بهتر بشناسی.
به جای سؤالهای کلیشهای مثل:
«چه کار میکنی؟»
گاهی میتوانی بپرسی:
«چه بخشی از کارت رو بیشتر از همه دوست داری؟»
تفاوت ظریفی وجود دارد.
سؤال اول اطلاعات میگیرد.
سؤال دوم نگرش و علاقه فرد را آشکار میکند.
اما نکته مهم اینجاست:
سؤال هوشمندانه نباید به ابزاری برای جمعآوری اطلاعات خصوصی یا سوءاستفاده از افراد تبدیل شود.
هدف، شناخت بهتر برای ارتباط بهتر است.
قانون طلایی سؤال پرسیدن
یک سؤال خوب باید حداقل یکی از این کارها را انجام دهد:
- گفتوگو را جلو ببرد.
- نیاز را روشنتر کند.
- ابهام را کاهش دهد.
- به طرف مقابل فرصت بیان دیدگاهش را بدهد.
- باعث شود خود فرد مسئلهاش را بهتر ببیند.
گاهی یک سؤال خوب از ده دقیقه سخنرانی مؤثرتر است.
تکنیک سوم: گوش دادن فعال؛
چیزی که بیشتر آدمها بلد نیستند
فرض کن کسی با تو صحبت میکند.
تو سرت را تکان میدهی.
میگویی:
«آره، آره… متوجهام.»
اما ذهنت جای دیگری است.
این گوش دادن نیست.
گوش دادن فعال یعنی واقعاً تلاش کنی پیام طرف مقابل را بفهمی.
مثلاً:
مخاطب میگوید:
«من چند بار برای این کار تلاش کردم ولی هر بار وسطش ول کردم.»
به جای اینکه سریع بگویی:
«خب باید اراده داشته باشی.»
میتوانی بپرسی:
«بیشتر کجای مسیر باعث شد ادامه ندی؟»
حالا فرد شروع به توضیح دادن میکند.
شاید مشکل اصلاً اراده نباشد.
شاید هدف نامشخص بوده.
شاید مسیر برایش بیش از حد سنگین بوده.
شاید تجربه قبلی شکست باعث شده دوباره شروع کردن برایش سخت باشد.
گوش دادن فعال، اطلاعاتی را آشکار میکند که با حدس زدن به دست نمیآید.
و این یکی از پایههای اصلی شناخت رفتار انسان است.
اگر میخواهی نگاه عمیقتری به رفتار انسان داشته باشی…
هک اجتماعی فقط چند تکنیک برای «بهتر صحبت کردن» نیست.
وقتی شروع میکنی به مشاهده رفتار، شناخت الگوهای ارتباطی، توجه به زبان بدن، پرسیدن سؤالهای بهتر و تحلیل موقعیتهای اجتماعی، کمکم متوجه میشوی که پشت بسیاری از رفتارهای روزمره، الگوهایی وجود دارد که معمولاً دیده نمیشوند.
اگر این حوزه برایت جذاب است، در کانال تلگرام «تو کیستی» آموزشها و مطالب بیشتری درباره ارتباطات انسانی، رفتارشناسی، فن بیان، روانشناسی اجتماعی و مهارتهای ارتباطی منتشر میشود:
@too_kisty
اما برگردیم سراغ چهار تکنیک بعدی؛ جایی که ماجرا جذابتر میشود.
تکنیک چهارم: بازتاب دادن مفهوم صحبت طرف مقابل
یکی از مهارتهای بسیار کاربردی در ارتباطات، توانایی بازتاب دادن مفهوم است.
یعنی چه؟
یعنی نشان بدهی واقعاً متوجه شدهای طرف مقابل چه میگوید.
مثلاً:
مشتری:
«من نمیخوام دوباره پول بدم و بعد چند ماه مجبور بشم محصول رو عوض کنم.»
پاسخ:
«پس برای شما دوام محصول از قیمت اولیه مهمتره.»
این جمله ساده است، اما اتفاق مهمی در آن رخ داده.
تو فقط حرف او را تکرار نکردی.
مفهوم اصلی صحبتش را استخراج کردی.
این مهارت در فروش، مذاکره، مدیریت، آموزش و روابط انسانی بسیار کاربردی است.
مثال دیگری
دوستت میگوید:
«همه فکر میکنن من از این موضوع ناراحت نیستم، ولی واقعاً اذیتم کرده.»
پاسخ ضعیف:
«ولش کن، مهم نیست.»
پاسخ بهتر:
«پس چیزی که بیشتر اذیتت کرده فقط خود اتفاق نیست؛ اینه که احساس کردی کسی ناراحتی تو رو جدی نگرفته.»
ممکن است برداشتت دقیق نباشد.
پس میتوانی اضافه کنی:
«درست متوجه شدم؟»
همین جمله کوچک بسیار مهم است.
چون برداشت خودت را حقیقت قطعی فرض نکردهای.
تکنیک پنجم: با زبان مخاطب صحبت کن، نه با زبان خودت
یکی از اشتباهات رایج در ارتباطات این است که تصور میکنیم اگر از کلمات تخصصیتر استفاده کنیم، حرفهایتر به نظر میرسیم.
اما ارتباط مؤثر همیشه پیچیده نیست.
فرض کن یک فروشنده به مشتری میگوید:
«این محصول دارای تکنولوژی پیشرفته با عملکرد بهینه و ساختار چندلایه است.»
مشتری شاید فقط بگوید:
«خب یعنی چی؟»
حالا همان مفهوم را سادهتر بیان کن:
«یعنی برای استفاده روزمره ساخته شده و دوام بیشتری در برابر استفاده مداوم داره.»
پیام روشن شد.
ارتباط خوب، مسابقه سختترین کلمات نیست.
هرچه بهتر مخاطبت را بشناسی، بهتر میتوانی پیام را با زبان قابل فهم برای او منتقل کنی.
این موضوع در فن بیان، فروش، تولید محتوا، تبلیغنویسی و متقاعدسازی اهمیت زیادی دارد.
تکنیک ششم: نیاز پشت رفتار را پیدا کن
یکی از جذابترین بخشهای شناخت رفتار انسان این است که همیشه رفتار ظاهری، تمام داستان نیست.
گاهی یک نفر عصبانی است.
اما نیاز پشت خشم او شاید «شنیده شدن» باشد.
گاهی فردی دائماً درباره قیمت سؤال میکند.
اما مسئله اصلی او شاید ترس از تصمیم اشتباه باشد.
گاهی مشتری بارها میگوید:
«باید فکر کنم.»
اما شاید هنوز ارزش پیشنهادی را بهخوبی درک نکرده باشد.
البته اینجا باید مراقب یک اشتباه مهم باشیم:
نباید تصور کنیم بدون شناخت کافی میتوانیم ذهن دیگران را بخوانیم.
رفتار انسان چندعلتی است.
یک رفتار میتواند دلایل مختلفی داشته باشد.
پس به جای اینکه بگویی:
«من میدونم چرا این کار رو کردی.»
بهتر است بپرسی:
«چه چیزی باعث شد این تصمیم رو بگیری؟»
این تفاوت بین تحلیل رفتار و ذهنخوانی خیالی است.
تکنیک هفتم: فضا را مدیریت کن، نه آدمها را
این شاید مهمترین تکنیک این مقاله باشد.
بعضی افراد وقتی مفهوم هک اجتماعی یا مهندسی اجتماعی را میشنوند، سریع به سمت یک سؤال میروند:
«چطور میتونم آدمها رو کنترل کنم؟»
اما سؤال حرفهایتر این است:
«چطور میتوانم شرایط ارتباط را بهتر مدیریت کنم؟»
تفاوت بسیار بزرگی وجود دارد.
کنترل انسان یعنی تلاش برای تحمیل نتیجه.
مدیریت ارتباط یعنی ایجاد شرایطی که گفتوگو بهتر، روشنتر و مؤثرتر پیش برود.
مثلاً اگر در یک جلسه تنش وجود دارد، به جای حمله کردن میتوانی بگویی:
«بیایید اول مشخص کنیم دقیقاً روی کدوم بخش اختلاف نظر داریم.»
اگر مشتری مردد است:
«بیایید اول ببینیم مهمترین معیار تصمیمگیری شما چیه.»
اگر گفتوگو از مسیر خارج شده:
«فکر میکنم دو موضوع با هم قاطی شده؛ اجازه بدید اول موضوع اول رو مشخص کنیم.»
تو کسی را مجبور نکردهای.
اما ساختار گفتوگو را بهتر کردهای.
این همان نوعی از نفوذ است که بر پایه وضوح، احترام و انتخاب آگاهانه شکل میگیرد.
یک داستان؛ جایی که هک اجتماعی واقعاً خودش را نشان میدهد
فرض کن امیر برای یک جلسه کاری مهم آماده شده است.
او درباره موضوع جلسه اطلاعات زیادی دارد.
شب قبل حتی چند ساعت تمرین کرده.
صبح وارد جلسه میشود.
مدیر شرکت سؤال میپرسد.
امیر شروع میکند به توضیح دادن.
پنج دقیقه صحبت میکند.
اما احساس میکند طرف مقابل چندان قانع نشده.
امیر فکر میکند:
«شاید باید بیشتر توضیح بدم.»
پس اطلاعات بیشتری ارائه میکند.
اما نتیجه بهتر نمیشود.
جلسه تمام میشود.
چند روز بعد، امیر با فردی باتجربه درباره جلسه صحبت میکند.
او از امیر یک سؤال میپرسد:
«تو قبل از اینکه شروع کنی به توضیح دادن، فهمیدی مدیر دقیقاً دنبال چی بود؟»
امیر سکوت میکند.
نه.
او تصور کرده بود چون خودش دقیقاً میداند چه چیزی میخواهد بگوید، مخاطب هم همان چیزی را میخواهد بشنود.
جلسه بعد، امیر رویکردش را تغییر میدهد.
به جای شروع با ارائه، میگوید:
«قبل از اینکه توضیح بدم، دوست دارم بدونم برای شما مهمترین معیار تصمیمگیری درباره این موضوع چیه؟»
مدیر پاسخ میدهد.
امیر گوش میدهد.
سؤال دیگری میپرسد.
بعد ارائه خودش را بر اساس همان نیاز تنظیم میکند.
این بار جلسه متفاوت است.
نه به خاطر یک تکنیک جادویی.
نه به خاطر فریب.
بلکه به خاطر یک تغییر ساده:
امیر از «حرف زدن برای انتقال اطلاعات» به «ارتباط برای فهمیدن و پاسخ دادن» حرکت کرده بود.
این دقیقاً همان تغییری است که شناخت اجتماعی میتواند ایجاد کند.
۷ تکنیک هک اجتماعی را یکجا مرور کنیم
اگر بخواهیم تمام مقاله را در هفت جمله خلاصه کنیم:
۱. مشاهده کن
قبل از اینکه واکنش نشان بدهی، محیط و رفتارها را ببین.
۲. سؤال هوشمندانه بپرس
به جای حدس زدن، اطلاعات را از طریق گفتوگو به دست بیاور.
۳. فعالانه گوش بده
فقط منتظر نوبت خودت برای حرف زدن نباش.
۴. مفهوم را بازتاب بده
نشان بده که پیام مخاطب را فهمیدهای و برداشتت را با او بررسی کن.
۵. با زبان مخاطب صحبت کن
پیام پیچیده را به زبان ساده و متناسب با مخاطب منتقل کن.
۶. نیاز پشت رفتار را بررسی کن
رفتار را ببین، اما درباره دلیل آن عجولانه قضاوت نکن.
۷. ارتباط را مدیریت کن، نه انسان را
هدف، ساختن تعامل بهتر است؛ نه حذف اختیار و انتخاب دیگران.
هک اجتماعی بدون شناخت خودت ناقص است
اینجا به بخش مهمی میرسیم که معمولاً کمتر درباره آن صحبت میشود.
تو نمیتوانی فقط دیگران را تحلیل کنی.
باید خودت را هم ببینی.
چرا در بعضی موقعیتها مضطرب میشوی؟
چرا در برابر بعضی افراد بیش از حد توضیح میدهی؟
چرا گاهی سکوت دیگران را به معنای مخالفت تفسیر میکنی؟
چرا وقتی کسی با تو مخالفت میکند، سریع حالت دفاعی میگیری؟
شناخت دیگران از شناخت خودت جدا نیست.
این موضوع برای من، محمد امین سهیلی، هم صرفاً یک بحث تئوری نبوده است.
سالهای کودکی و نوجوانی من با لکنت زبان و تیک عصبی و فراز و نشیبهای مختلف همراه بود؛ تجربهای که باعث شد مسئله ارتباط برایم فقط یک موضوع کتابی نباشد.
بعدها دورهای طولانی را به مطالعه، یادگیری و تمرین اختصاص دادم؛ حدود سه سال مطالعه و تمرین در خانه.
همین مسیر باعث شد ارتباطات انسانی، فن بیان، رفتارشناسی، زبان بدن، روانشناسی اجتماعی و مهارتهای اثرگذاری برایم تبدیل به موضوعاتی جدی برای یادگیری و آموزش شوند.
اما یک نکته مهم در این مسیر وجود داشت:
قرار نبود آدم دیگری شوم.
قرار بود خودم را بهتر بشناسم و ابزارهای ارتباطی بیشتری یاد بگیرم.
و این همان فلسفهای است که «تو کیستی» بر اساس آن شکل گرفته است:
قبل از اینکه بخواهی دیگران را بفهمی، باید جرئت کنی خودت را ببینی.
تفاوت هک اجتماعی با دستکاری روانی چیست؟
این مرز بسیار مهم است.
مهارتهای ارتباطی، متقاعدسازی و شناخت رفتار میتوانند برای ساختن ارتباط بهتر استفاده شوند.
اما اگر کسی از شناخت نقاط ضعف دیگران برای فریب، تهدید، کلاهبرداری، سوءاستفاده یا گرفتن تصمیمی برخلاف منافع آنها استفاده کند، موضوع کاملاً متفاوت میشود.
به همین دلیل، هرچه دانش تو درباره انسان بیشتر میشود، مسئولیت تو هم بیشتر میشود.
دانستن اینکه چه چیزی روی تصمیم انسان اثر میگذارد، به معنی داشتن حق سوءاستفاده از آن نیست.
اتفاقاً یکی از مهمترین مهارتها این است که بتوانی مهندسی اجتماعی را بشناسی تا خودت قربانی آن نشوی.
اگر کسی تلاش کند با ایجاد فوریت مصنوعی، سوءاستفاده از اعتماد، فشار روانی یا بازی با احساسات تو را به تصمیمی عجولانه برساند، شناخت این الگوها میتواند به تو کمک کند مکث کنی و آگاهانهتر تصمیم بگیری.
چگونه هک اجتماعی را در زندگی روزمره تمرین کنیم؟
برای شروع لازم نیست سراغ موقعیتهای پیچیده بروی.
از محیط اطرافت شروع کن.
امروز در یک گفتوگو فقط یک کار انجام بده:
بیشتر گوش بده.
فردا هنگام صحبت با یک نفر، به جای اینکه سریع پاسخ بدهی، یک سؤال روشنکننده بپرس.
روز بعد، هنگام شنیدن یک نظر مخالف، قبل از دفاع کردن بگو:
«اگر درست فهمیده باشم، منظورت اینه که…»
بعد بررسی کن آیا درست فهمیدهای یا نه.
در یک گفتوگوی فروش، به جای معرفی فوری محصول، ابتدا نیاز را پیدا کن.
در یک جلسه، به جای تلاش برای بیشتر دیده شدن، رفتار و فضای جمع را مشاهده کن.
بعد از هر گفتوگوی مهم از خودت بپرس:
«چه چیزی درباره این تعامل یاد گرفتم؟»
اگر همین تمرینهای ساده را ادامه بدهی، کمکم نگاهت به ارتباطات تغییر میکند.
جمعبندی؛ هک اجتماعی یعنی دیدن چیزهایی که قبلاً نمیدیدی
هک اجتماعی قرار نیست یک دکمه جادویی برای کنترل دیگران باشد.
قرار نیست با چند تکنیک بتوانی ذهن انسانها را بخوانی.
و قرار نیست هر رفتار را با یک فرمول ساده توضیح بدهی.
انسان پیچیدهتر از این حرفهاست.
اما میتوانی دقیقتر ببینی.
بهتر گوش بدهی.
سؤالهای بهتری بپرسی.
نیازها را بهتر بشناسی.
پیام خودت را بهتر منتقل کنی.
و مهمتر از همه، در ارتباطات انسانی آگاهتر باشی.
۷ تکنیکی که امروز بررسی کردیم عبارت بودند از:
مشاهده → سؤال هوشمندانه → گوش دادن فعال → بازتاب مفهوم → زبان مخاطب → شناخت نیاز پشت رفتار → مدیریت ارتباط
وقتی این مهارتها کنار فن بیان، زبان بدن، رفتارشناسی، روانشناسی اجتماعی و خودشناسی قرار میگیرند، کیفیت ارتباط تو میتواند به شکل محسوسی متفاوت شود.
اما نقطه شروع همیشه یکی است:
قبل از اینکه بخواهی روی دیگران اثر بگذاری، یاد بگیر انسان را ببینی.
اگر میخواهی عمیقتر وارد دنیای شناخت انسان شوی…
اگر موضوعاتی مثل هک اجتماعی، مهندسی اجتماعی، روانشناسی اجتماعی، فن بیان، زبان بدن، رفتارشناسی، متقاعدسازی و ارتباطات انسانی برایت جذاب است، این مقاله فقط شروع مسیر است.
در کانال تلگرام «تو کیستی» مطالب و آموزشهای بیشتری در زمینه شناخت رفتار انسان، مهارتهای ارتباطی و تحلیل موقعیتهای اجتماعی منتشر میشود.
وارد کانال «تو کیستی» شو:
@too_kisty
گاهی یک تکنیک جدید به تو قدرت بیشتری نمیدهد؛
گاهی فقط باعث میشود چیزی را ببینی که قبلاً نمیدیدی.
و از همان لحظه، ارتباطاتت دیگر مثل قبل نخواهد بود.
درباره نویسنده | محمد امین سهیلی
محمد امین سهیلی، مدرس و فعال حوزه ارتباطات انسانی، فن بیان، رفتارشناسی، روانشناسی اجتماعی، زبان بدن، مهارتهای متقاعدسازی و موضوعات مرتبط با مهندسی اجتماعی است.
مسیر شکلگیری این نگاه، برای او صرفاً از مطالعه شروع نشد؛ تجربه شخصیِ سالهای کودکی و نوجوانی، از جمله لکنت زبان و تیک عصبی، و سپس سالهایی از مطالعه و تمرین مستمر، باعث شد موضوع ارتباط با انسان برای او به یک دغدغه جدی تبدیل شود.
امروز «تو کیستی» با همین نگاه فعالیت میکند:
شناخت انسان، قبل از تلاش برای تغییر انسان.
تو کیستی؟
جایی برای عمیقتر دیدن انسان، رفتار و ارتباطات او.
محمد امین سهیلی | بنیانگذار تو کیستی
Telegram: @too_kisty
محمد امین سهیلی
© 2026 تو کیستی — تمامی حقوق محفوظ است